معماری آغازی بی انتها

معمار همان است که از عشق بنا ساخت باقی همه طراحی غفلت بود و هندسه ی درد

 
تویو ایتو، معمار برنده جایزه پریتزکر 2013
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/۱/٢
 

معمار ژاپنی "تیو ایتو" به عنوان سی و هفتمین برنده جایزه پریتزکر معرفی شد. آثار این معمار 71 ساله که از نظر هیات ژوری در قامت "ساختمان هایی بی زمان" که بیانی اند از "خوش بینی، سبکی و لذت" ارزیابی شده اند، بیشتر به سبب هم گرایی فرم های ارگانیک و ابداعات تکنولوژیک در سرتاسر جهان مورد استقبال قرار گرفته اند. مدیاتِک او در سِندای که در برابر زلزله ویرانگر 2011 به خوبی مقاومت کرد در حال حاضر به عنوان نمونه ی شاخص معماری مقاوم برابر زلزله شناخته می شود و استادیوم اژدها شکل او در تایوان نیز نه فقط به سبب فرم نامعمول اش که همچنین به سبب تامین انرژی اش توسط سلول های خورشیدی در دنیای معماری متمایز گردیده است.

یونگ هو چانگ از اعضای هیات داوران امسال جایزه پریتزکر در توصیف اثار تیو ایتو می گوید:"ساختمان های بی نظیر او مرزهای معماری را جا به جا کرده است و شجاعانه به حوزه های گام نهاده که پیش از این کمتر بدان ها دخول شده است." اعضای هیات داوران پریتزکر پرایز امسال شامل پیتر پالمبو، گلن مورکات، یونگ هو چانگ، "یوهانی پالاسما"، آلخاندرو آراونا و یو هو چانگ در بیانیه ی خود آورده اند "معماری تیو ایتو مسیرهای نوایینی برافراشته است و اثارش فحوایی از جهان شمولی و تکینگی را در خود دارد. به تمام دلایل پیش امده و به سبب تلاش برای تبلور کالبدی سنتز سازه، فضا و فرم منتج به فضاهایی بدیع و همچنین درک بی نظیر او از منظر و همچنین ترکیب طرح هایش با بعدی معنوی و شاعرانگی ای که در تمام اثارش مشهود است، مفتخریم که اعلام کنیم او را به عنوان برنده جایزه پریتزکر سال 2013 انتخاب کرده ایم."

ایتو که فعالیت حرفه ای خود را در دفتر کیانوری کیکوتاکه ـ یکی از پایه گذران جنبش متابولیسم در ژاپن ـ اغاز کرد، در سال 1971 دفتر معماری خود را تاسیس و با طراحی و ساخت خانه هایی هم چون خانه "اُ" در شیلی و خانه "یو" در توکیو به سبب تلفیقی از فرم های سیال و توجه خاص به معنای زندگی شخصی ساکنان شهر به شهرت رسید. از دیگر شاخصه های اثار ایتو هَمْ بندیِ سازه های ارگانیک و تکنولوژی از یک سو و طراحی شاعرانه مینیمالیستی از سوی دیگر است. کتابخانه عمومی سنت شکن او در شهر سِندای (2001) ترکیبی بود از سطوح صاف و لوله های سازه ای که ماحصلشان مکعبی شفاف را شکل می داد، این تمهید طراحانه بیشترین کارایی خود را در زلزله و سونامی 2011 ژاپن نشان داد.

از ان پس تیو ایتو بخشی از زمان خود را وقف اجرا و اموزشِ طراحی پروژه های مقاوم در برابر زلزله در سراسر ژاپن نموده است، از نمونه های موفق ان می توان به طرح توسعه مرکز قربانیان سونامی و زلزله در شمال ژاپن اشاره کرد. یکی از اخرین پروژه های ایتو اپرای متروپلیتن تایچونگ بوده است که در حال حاضر در حال ساخت است و شدیدا مورد توجه هیات داوران پریتزکر واقع شده است. ایتو ملهم از طبیعت، اپرایی به مساحت 620000 فوت مربع طراحی کرده است تا بار دیگر به ارزش علقه اش به ترکیب پیچیده ی فضاهای درونی و بیرونی و تعاملش با پیرامون اشاره کند.

شایان ذکر است تیو ایتو پس از "کنزو تانگه" (1987)، "فومیهیکو ماکی" (1993)، "تادو اندو" (1995) و کازیمو سجیما و ریو نیشیزاوا (2010) ششمیم ژاپنی ایست که موفق به اخذ این جایزه شده است و البته نباید فراموش کرد برنده سال گذشته پرتزکر نیز "ونگ شو" از چین بوده است، گویی خط مشی این سال های پریتزکر نوعی بوم گرایی شرقی با طعم رعایت شمول اخلاقی و سیاست است.

مدیاتِک شهر سندای

 ماکت اپرای متروپلیتن تایچونگ

 

برگرفته از: سایت اتود


 
 
رد پای معماری بیزانسی/گوتیک در شعر نوگرا "رضا پرچی زاده"
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٦/٢٤
 

 

ارتباطِ ادبیات با پدیده های فرا ادبیِ هر دوره تاریخی امری اجتناب-ناپذیر می نماید. به عبارتِ دیگر، روحِ ادبیاتِ نوشتاری – و بلکه شنیداریِ – هر دوره را می توان تا حدِ زیادی به وضوح در پدیده های فرهنگیِ مادیِ آن عصر مشاهده نمود و اثرِ ادبی را منتجِ تلاقیِ معرفت-شناسیِ نویسنده با این پدیده ها دانست. یکی از مشخص ترینِ این نمودهای فیزیکیِ فرهنگ، معماری است، که مفاهیم، قالبها، و آرایه های ادبی را در محیطی سه بعدی به تصویر می کشد.

از طرفِ دیگر، ممکن است که ادیب تحتِ تاثیرِ پدیده های فرهنگیِ فیزیکی و غیرادبیِ یک دوره خاصِ تاریخی که لزوما معاصرِ وی نیست اثرِ ادبیِ خود را خلق کند. چنین موردی به وضوح در شعر و البته طرزِ تفکرِ کلیِ دو شاعر و نویسنده مدرنیستِ جریان-سازِ نیمه اول قرن بیستم، یعنی ویلیام باتلر ییتس  ایرلندی (1939-1865) و تامس استرنز الیوتآمریکایی-انگلیسی (1965-1888) نمود پیدا می کند.

به منظورِ باز کردنِ مطلب، ذکرِ مثالی ایرانی در ابتدای مبحث خالی از لطف نمی باشد. پردیسِ اصلیِ دانشگاه تهران مجموعه ای از ساختمانهاست که دانشکده ها و اداراتِ این موسسه را تشکیل می دهند. اگر با کمی دقت به این ساختمانها نظر بیفکنیم، می توانیم به گونه ای تقریبا واضح رد پای شیوه معماری رومی را در آن مشاهده کنیم؛ که به کارگیریِ آن مسلما ناخودآگاه و بی منظور نمی توانسته بوده باشد. کلنگِ احداثِ پردیسِ اصلی در سالِ 1314 خورشیدی به دستورِ رضا شاه پهلوی به زمین خورد؛ و درباره ایده آلهای سیاسیِ رضا شاه و بلند-پروازی هایِ امپراطوری-سازانه نظام-مند و پوزیتیویستیِ وی پس از دورانِ پادشاهیِ نسبتا شل و ولِ قاجارِ متاخر قلمفرسایی ها شده. نمودهای این طرزِ تفکر را می توان در درونِ پدیده هایی همچون اصلاحاتِ ارضی و تونل-کنی و جاده-سازی در سطحِ زیربنایی، اسکانِ عشایر و اجبارِ خدمتِ سربازی و کشفِ حجاب در سطحِ اجتماعی – آنچه برخی آن را «دیکتاتوریِ توسعه» نامیده اند، و پدیده های پشتِ پرده فرهنگی همچون احداثِ فرهنگستانِ زبانِ فارسی و تحتِ فشار قرار دادنِ زبانهای اقلیتی و خارجی مشاهده کرد. اما آنچه که شاید تا به حال کمتر به چشم آمده – شاید چون پدیدهای فرهنگی مدت زمانی بیشتر از پدیده های مستقیمِ اجتماعی لازم دارند تا به منصه ظهور برسند–  حضورِ این نظام-مندیِ سفت و سخت در معماریِ دوره رضا شاه است؛ که حتی در معماریِ دورانِ پسرش محمدرضا هم – شاید به خاطر گرایشاتِ نیمه-دموکراتیکش – به آن سفتی و سختی به چشم نمی خورد.

سردر یکی از ساختمانهای پردیس مرکزی دانشگاه تهران


 
 
خانه ای.ای ؛گروه معماری ام.وی.ان
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٦/٢۳
 

محل قرار گیری این خانه در موجاکار،آلمریاست.زمین این خانه سطحی ناهموار است که خط افقی باز رو به دریا دارد.تنها سطح صاف موجود در زمین برای ساخت این بنا استفاده شده است.

کارفرمای این منزل دو مورد را مد نظر داشته است:اول کشیدن افق به داخل خانه،گویی که جزیی از خانه است.دوم خانه برای استفاده در آینده به هنگام ازدواج و داشتن دو فرزند هم آماده باشد و فضاهایی مثل گاراژ،آشپزخانه سالن خانوادگی،ناهارخوری،اتاق کار و ... در آن القا شود.

موقعیت خانه شرقی و رو به دریای مدیترانه است.در این پروژه سعی شده که خانه ویژگی های خود را به طبیعت تحمیل نکند و از زمین طبیعی استفاده شود.به خاطر خاک زمین در طبقات پایین تر امکان ساخت باغچه و رویاندن درختچه وجود دارد. ساختمان دو طبقه اصلی ارتباطی بسیار قوی با دریا داشته و نشیمن و ناهار خوری از منظره زیبای افق حداکثر بهره را دارند.بازشوی بزرگ اصلی خانه آغاز یک مصاحبت دلنشین با طبیعت است. بخش انتهایی خانه علاوه بر اتاق خواب بچه ها و اتاق مهمان،سونا و فضایی برای نقاشی و مجسمه سازی با یک حیاط دنج دور از باد دارد.فضایی تراس مانند بعد از ظهرها فضایی دلچسب برای استفاده است.

کل ساختار خانه از بتن مسلح ساخته شده است.ورودی چوبی خانه از ام.دی.اف با روکش سفید است.نازک کاری های بیرون خانه از روکش سه لایه آلومینیومی ست:لایه خارجی از تخته قابل تنظیم ،لایه داخلی شبیه حصاری شیشه ای و لایه میانی یک شبکه بندی ضد حشره است. محوطه خارجی که به افق باز نمی شود،با سنگ هایی از دل طبیعت فضاسازی شده است.زمین بیرون حالت سنگریزه های خود را حفظ کرده و با سنگ هایی که از محوطه جمع آوری شده دیوار سازی همگام با محیط انجام شده است.



 
 
O.A.S.E. Medical Library by HPP Architects
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٦/٢۳
 

HPP Architects have completed the O.A.S.E. Medical Library in Düsseldorf, Germany


 
 
دوزلو گولوم...
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٥/٢۸
 


 
 
پایان نامه و هذیان نوشته های من
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

آخر ماه بالاخره داره وقت دفاع از پایان نامه می رسه... خیلی وقته نتونستم بیام اینحا... در واقع می تونم بگم چندین ماهه و دلم برات تک تک دوستام یه ذره شده. امیدوارم تو این مدت فراموش نشده باشم...

یکی رو می خوام انقدر صبور باشه که بتونه طی این چند روزی که مونده تا آخر مرداد منو تحمل کنه...

حالا یه چیزی میگما اما اول بهتره فکراتو بکنی بعد تصمیم بگیری...

بذار ساده تر بگم

یکی رو می خوام همه کاسه کوزه ها و عقب موندن کارامو و خلاصه همه اینا رو سر اون بشکنم

یکی رو می خوام انقدر با جنبه باشه که حسابی سنگمو به سینه بزنه

 بعد اینکه هر لحظه هم امکان داره منفجر بشم...

 دیگه اینکه یکی رو می خوام هر کار درست و اشتباهی کردم تاییدم کنه بدون کوچیک ترین برو و برگرد

مثلا" وقتی بهم میگن تو همیشه عادته دقیقه ی 90  هستی اونوقت اون برگرده کلی در فواید دقیقه 90 بودن و اینکه کار هر کسی نیست  که بتونه درست دقیقه 90 گل بزنه سخنرانی کنه...

خلاصه نیاز به انرژی مضاعف دارم

دلم یه دوپیینگ اساسی می خواد شدیدا"

حالا ممکنه چنین کسی آیا یافت بشه؟

در ضمن من وقتی برمی گردم فرضا" به مامانم میگم  کارم داره تموم میشه اونوقت اون بر می گرده با حالت خاصی میگه چه عجله ای بود حالا... اینو گفتم که اون رابینهودی که قراره پیداش بشه اینم در نظر داشته باشه یه همچین مادری دارم بنده..

خب نگفتین؟؟؟متفکر


 
 
سمینار، ورک شاپ، مسابقه و نمایشگاه معماری
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٢/۱۳
 

http://archbonab/


 
 
طراحی برای ژاپن
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱/٥
 

بعد از زلزله ی مهیبی که بخشی از ژاپن را به کلی ویران کرد نکته ای که شاید خیلی به چشم می آمد احساس نوع دوستی و تحسین جهانی ای بود که نسبت به این مردم سخت کوش می شد. جنس این نگاه البته چیزی بیشتر از یک همدردی ساده بود که برای حوادث دیگر هم ممکن است اتفاق بیافتد؛ گرچه با دیدن اتفاقاتی که پس از چندین حادثه ی پی در پی در این کشور افتاد، مردم ژاپن هم نشان دادند که مثل هر مردمی نیستند.
افراد مختلفی در سرتاسر جهان سعی کردند تا با کارهایی که از دستشان برمی آید، به نوعی تحمل سختی این حوادث ناگوار را برای مردم ژاپن راحت تر کنند. در این بین یک رقابت خودجوش هم بین طراحان مختلف به وجود آمد تا بتوانند با هنر خود توجه مردم را هرچه بیشتر به این موضوع جلب کنند و با استفاده از طراحی هایشان، کمک های مالی و غیر مالی بیشتری برای آنها فراهم بیاورند. طراحی های با این موضوع کم نیست و هنوز هم میشود شاهد موارد جدیدی از آنها بود، ولی طرح های زیر به نظرم کار های جالب و خاص تریست.

برای مثال طرح بالا کار یک معمار انگلیسیست که برای نشان دادن حمایت خود از مردم آسیب دیده ی ژاپن ربانی سمبلیک را طراحی کرده و از بقیه خواسته تا با استفاده از شکل گرافیکی تر آن -که از اینجا قابل دریافت است- در ایمیل ها و صفحات ایمیلشان نظر همگان را به این حادثه جلب کنند و از این طریق کمک های مالی بیشتری برای صلیب سرخ بریتانیا جمع آوری کند.

از این دست طراحی ها، کار یک گرافیست به نام Delphine Perrot هم جالب بود که با یک شکل ساده همدلی و همدردی خود را با مردم ژاپن نشان داد. وی همچنین شکل ساده تر این طرح را به شکل بک دکمه برای سایت های اجتماعی طراحی کرد که کاربران با کلیک بر روی آن به صفحه ای که برای کمک های داوطلبانه به مردم ژاپن در نظر گرفته شده راهنمایی می شوند.

مشابه این دو کار، طرح دو گرافیست به نام های Wieden + Kennedy است که پوستر بالا را تنها یک روز بعد از این حادثه و برای بالابردن سطح کمک های بشر دوستانه به مردم ژاپن طراحی کرده اند. این پوستر پرچم ژاپن را نشان میدهد که یک صلیب به نشانه ی درخواست کمک های مردمی در آن نشان داده شده است.

شما می توانید این پوستر ها را به قیمت حداقل ۲۵ دلار خریداری کنید و به این ترتیب سهمی در کمک های بشر دوستانه داشته باشید.

اینها تنها نمونه هایی از تلاش هایی بود که برای کمک به این مردم در سرتاسر جهان انجام شده است. حتی سازمان هایی که در نگاه اول کاملا" بی ربط با این قضیه به نظر می رسند هم آستین هایشان را بالا زده اند تا شاید کمکی کرده باشند. مثلا" یک سازمان خصوصی معماری هم در صف جمع آوری کنندگان کمک های ارسالی به ژاپن دیده میشود. تقریبا" خیلی سعی کردم تا نگاه مقایسه ای بین این حادثه و زلزله ی بم که در کشور ما رخ داد نداشته باشم، مقایسه هایی که اکثرا" از تفاوت های دیدگاه های مردم جهان نسبت به یک ایرانی و یک ژاپنی ناشی می شود، ولی مطمئن هستم ژاپنی ها در بازسازی این مناطق هم مردم جهان را دچار شگفتی خواهند کرد..

برگرفته شده از سایت:

یک معمار - هومن یارمحمدی


 
 
معماری کتابخانه ملی اتریش
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱/٤
 

 

 

معماری به نام chris precht نقشه کتابخانه ملی اتریش را که در شهر وین قرار دارد طراحی کرده است. این کتابخانه در حاشیه یک پارک قرار دارد، این پروژه به شکل یک مارپیچ است و سالن نمایشگاه آن در زیرزمین واقع شده است.

میدان عمومی رو باز
بدنه ی این بنای زیبا با موزاییک های کریستالی نما شده است و این باعث می شود که روشنایی روز به داخل ساختمان وارد شود. این بنا مزاحمتی برای تردد عمومی در خیابان ها ایجاد نمی کند. روی بام هلالی شکل این امارت یک باغ زیبا احداث شده است. خیابانی برای تردد اضطراری اتومبیل ها در زیر این ساختمان قرار دارد که دسترسی کاربران را به ورودی بنا امکان پذیر می کند.


این بنا دارای امکانات فرهنگی از جمله یک سالن نمایشگاهی 1200 متر مربعی، یک سالن چند منظوره 600 متر مربعی، استودیوهای ابتکاری، رستوران و چند فروشگاه می باشد.

فضای داخلی

پلکان های مارپیچ مرکزی

نقشه پشت بام و سایت


نقشه طبقه/ level -2

نقشه طبقه/ level -1

نقشه طبقه/ level 0

نقشه طبقه/ level +1

بخش ها

منبع: www.persiangfx.com


 
 
نوروز خجسته باد
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱/۱
 

بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال لاله ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی زجام

نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


 
 
سلف سرویس
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٧
 

" emmet fox " نویسنده و فیلسوف معاصر آمریکایی، هنگامی که برای نخستین بار به رستوران سلف سرویس رفت ...

... وی که تا آن زمان هرگز به چنین رستورانی نرفته بود، در گوشه ای به انتظار نشست، به این نیت که از او پذیرایی شود.

اما هرچه لحظات بیشتری سپری می شد، ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت می گرفت.

از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی که پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.

وی با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود، نزدیک شد و گفت: من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام، بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید، با بشقابی پر از غذا در مقابل من، اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟

مرد با تعجب گفت: اینجا سلف سرویس است!!! ، سپس به قسمت انتهایی رستوران، جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد به آنجا بروید، یک سینی بردارید هر چه می خواهید انتخاب کنید، پول آنرا بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید!

امت فاکس که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت، اما وقتی غذا را روی میز گذاشت، ناگهان به ذهنش رسید که :

زندگی هم در حکم سلف سرویس است !!!

همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیت ها، شادی ها و غم ها در برابر ما قرار دارد، درحالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم از اینکه چرا او سهم بیشتری دارد. که هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می خواهیم برگزینیم.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد،

به دلیل آنست که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید!

برگرفته شده از سایت "گاه نوشت های یک معمار - مهندس مرتضی اسماعیلی" 


 
 
دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٢/٦
 

 

پر کن پیاله را
کین جام آتشین
دیری ست ره به حال خرابم نمی برد
این جام ها -که در پی هم می شود تهی-
دریای آتش است که ریزم به کام خویش،
گرداب می رباید و، آبم نمی برد!

           
من، با سمند سرکش و جادویی شراب،
تا بی کران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستارۀ اندیشه های گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریز پا،
تا شهر یادها...
دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد،

           
هان ای عقاب عشق!
از اوج قله های مه آلود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد!
آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!

            در راه زندگی،
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی،
با اینکه ناله می کشم از دل که: آب... آب!
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد!

پر کن پیاله را ...     


 
 
سالروز ایحاد وبلاگ و روز مهندس
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٥
 

سلام....

باز هم بعد از مدتی تاخیر برگشتم. اگه راستشو بخواین انقدر خسته ام که فکر نمی کردم به این زودی آپ کنم. سی ام بهمن تحویل طرح ۵ بود و صدالبته بیخوابی روزهای آخر که مشخصه اصلی همه دانشجوهای معماری تو شبای قبل از تحویل پروژه هست. و بعد دوباره سوم اسفند تحویل پروژه ی دوستم بود که منو برای انجام پروژم تنها نذاشته بود و با وجود همه ی خستگیم وظیفه ی خودم می دونستم من هم کمکش کنم.

با این حال باید امروز هر طور شده اینجا حاضر می شدم و اول روز مهندس رو به همه ی مهندسای عزیز و متعهد تبریک می گفتم، همه ی مهندسای واقعی که به مسئولیت بزرگی که به دوششون گذاشته شده واقف هستند.... و دوم اینکه باید حاضر می شدم تا خاطره ی تولد وبلاگ عزیزم رو زنده نگه دارم. یک سال پیش مصادف با روز مهندس بالاخره تصمیمی رو که از مدت ها پیش داشتم عملی کرده و وبلاگ رو ایجاد کردم. باید اعتراف کنم اون موقع علیرغم همه ی علاقه ای که به نوشتن داشتم اما باز هم فکر نمی کردم اینجا تبدیل به یکی از مهمترین اولویت ها برام بشه و البته هرچند گرفتاری های درسی و روزمره ای که در طی این یک سال اخیر داشتم، اجازه نداد اونطور که باید و شاید و به کیفیتی که برام ایده آل بود وبلاگ رو به روز رسانی کنم، اما اینجا دوستان بسیار عزیز و مخاطبین فهیمی پیدا کردم که به داشتن تک تکشون به خودم می بالم و افتخار می کنم. عزیزانی که با نظرهای خوبشون همیشه همراهیم کردند...دوستانی که هرچند هرگز این سعادت رو نداشتم که از نزدیک ببینمشون اما در گوشه گوشه ی قلبم جا دارند... اساتید محترمی که منت بر سرم گذاشتند و یا نظرات ارزندشون همیشه راهنماییم کردند...و...

امیدوارم بتونم هر روز با مطالب پربارتر وبلاگ رو به روز رسانی کنم و در خدمت دوستان باشم.

و این جمله ی زیبا تقدیم به همه مهندسان عزیز:

به یاد داشته باشیم ما هرگز آنقدر خوش شانس نیستیم که همچون پزشکان، اشتباهات خود را دفن کنیم...


 
 
در غم از دست دادن جان باختگان سقوط هواپیما به سوگ می نشینیم...
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٠
 

مصیبت دلخراش سقوط هواپیمای تهران - ارومیه را که بسیاری از هم شهریان و هم وطنان عزیزمان را داغدار کرد، برخانواده های محترم عزادار و هم وطنان عزیز تسلیت عرض می کنیم.

و برای سلامتی همه مجروحان از جمله دوست عزیز "رها جبارپور"  دست به دعا بر می داریم...

پی نوشت ١:

دکتر خدابخش رییس دانشگاه های آزاد منطقه ٢ کشور که سال ها از بانیان علم و حامی دانشجویان بودند در این سانحه ی دلخراش با از دست دادن همسر و فرزند خویش داغدار شدند...

پی نوشت٢: 

وبلاگ شادروان زهرا ستوده مرام که برای "ترنم" کوچولوی خودش درست کرده بود... "ترنم پروین پور" ۴ ماهه کوچک ترین مسافر پرواز تهران - ارومیه بود...

http://mamanetaranom.blogfa.com/

پی نوشت ٣:

وزیر راه و ترابری با استیضاح نمایندگان از مقام خود برکنار شد...

 


 
 
HuaiNan Animation Technology Industrial Park
نویسنده : ندا نجف سلیمانی - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٩/٢۱
 

December 10th, 2010


 
 
← صفحه بعد